جستجو
 
  آرشیو
 

آرشیو تمام موضوعات
  مجلس انس

سالهای سگی

بعد از « سور بز » دومین کتابی بود که از « یوسا » خواندم ، یوسا در این کتاب با هنرمندی هر چه تمام تر ، تو را با خودش می برد به داخل دبیرستان نظامی لئونسیو پرادو ، به پرو ، به جامعه ی نمادین پرو .

تو را با آلبرتو آشنا می کند ، جاگوار را می شناسی ، گامبوا را میبینی ، برده را به تو معرفی می کند ، مو فرفری ، کاکا سیاه ، بوآ ،کابا ،  اینها همان تشکیل دهنده های جامعه ی  پرو هستند در مقیاس کوچکتر!

یوسا استاد داستان پردازی و عوض کردن راوی است ، استادانه راوی ها را عوض می کند ، اول شخص مجهول ، سوم شخص ، از زبان آلبرتو ، از زبان بوآ ، و تو حتی متوجه این تغییرها نمی شوی !
با بچه های سال سوم دبیرستان آشنا می شوی ، بچه های دبیرستان به سال سومی ها می گویند :« سگ » ، سگ ، لقب سال سومی ها ست ، سال سومی ها توجیه می شوند ، تحقیر می شوند  ، کتک می خورند ، مثل جامعه ی پرو ، و برای خودشان گروهی تشکیل می دهند به نام « حلقه » ، جاگوار رهبری حلقه را به عهده می گیرد ، آدمی که هر کاری برای رسیدن به هدفش انجام می دهد .

دختری هست به اسم تره سا ، که سه شخصیت داستان را به هم مرتبط می کند ، برده برای گرفتن یک روز مرخصی ، که میخواست در آن روز تره سا را ببیند و حرف دلش را به او بگوید ، کابا را که سوالات را کش رفته بود لو می دهد ، اما به دلیل همین خیانت کشته می شود ، در واقع برده بی گناه ترین فرد دبیرستان است ، در صفحه ی 410 کتاب ، آلبرتو می گوید :
« ما همه به یه جرمی مقصریم ، قربان . تنها  کسی که جرمی نداشته برده بود . برای همین بود که رفیق نداشت . باور کنین ، قربان . حلقه دنبال این بود که اونو به دام بندازه .دنبال این بودن که هر کی کابا رو لو داده گیر بیارن . انتقام بود ، قربان .»

« سالهای سگی » را باید چندین و چند بار  خواند ، مانند « سور بز » ، و از خواندن آن لذت برد ، چون تنها یوسا است که می تواند تو را اینگونه ببرد وسط داستان و مسخت کند .

+ نگاهی به کتاب سال‌های سگی نوشته ماریو بار گاس یوسا –ترجمه‌ی احمد گلشیری

+ مجازات فوري براي گناهكار


( ارسال توسط حسین جعفریان | تاریخ ارسال 21 بهمن 1388 ساعت 10:15:54 | ارسال نظرات | )
  درباره
  اندیشه های نه چندان معمولی
خوردنی ها کم نیست
مشهد مقدس
پاکستان را دریابیم
همه‌چیز صاحب‌دارد غیر از دین
مرکز نگهداری معلولین فرخنده
امروز روز خوبی نیست
شرح
آن چیز را که برد؟
تو که پیشانی‌ات پینه بسته چرا؟
ظلم ، چهل و برزخیان زمین
کاش یه دوچرخه بودی خودت
هاروکی موراکامی و درسهایی از نویسندگی
پی تو کو
شمسانه
تونل شماره ی چهار
ده نویسنده ی مشهوری که خودکشی کردند
و او چه تنهاست
8
مرگ خالق کوری
فقط دیوها نمی خوابند
سرباز من
در راستای سخنان پریشب الفنون
داستان کوتاه فوق العاده زیبایی از همینگوی
دوست داشتن
او که جایزالخطا نبود این بود!
بی خوابی
يک عاشقانه کلاسيک
یادداشت رضا کیانیان از روز اول مدرسه رفتن پسرش
نیستی که دم به دم سنگی بیندازی
آقاي ب هزار سال است كه ننوشته است
امروز خيلي ها امام امام مي كنند
توصيه هايي از امام خميني(ر،ه)
مردی که مثل او نبود
وبلاگ نویسی
نويسندگان به روايت گاردين
توحش به سبک اسراییل
زخم ماه بر دوش من بود
ملاقات
یکی مثل همه، یکی مثل هیچ‌کس
شیرها دارند می‌میرند
چراغ سبز خواهد شد
to whom it may concern
فیس بوک را تحریم می کنم
هتاکی به پیامبر (ص) در فیس‌بوک
خشم
آخر خط
جنس اصل
شكلي شبيه آغوش
درد دارد
از مورينيو متنفر باش
و از عوارض دوست داشتن…
غریبه ای که منم
پیشرفت
آقای خاص
نه معتاد ، نه ورزشکار!
روزی که کامو هم رفت
در خواب تو
تا نمایشگاه/شش/نویسنده های امریکای لاتین
شب های سگی
جهان به وقت چشم های تومی چرخد
یک رویا
عصیان
محمد نوری زاد
ادبیات ایران در سالی که گذشت
بهاری دیگر بی تو
محمود دولت آبادی و ادبیات
پشتِ سرپایینی قاف
آنا ديلي
من با سرما ” معاشقه ” می کنم
این کار دل است، کار پیشانی نیست
خواستنی لعنتی
جایی حدود کف پاهایم
درس های فراموش شده ی یک معلّم
ماهي كوچك دوست داشتني!
ماجرای کافکا و دخترک
انصاف و دین مداری
سرود ستایش امید
دلنوشته های زمانه ی خاکستر و خون
راجعون
تمرین
بیا بابا ، جا میشیم
Memories forever
حکم
تراژدی کیمیایی
مرگ عاشق، عین بودن، اوج پرواز پرنده‌س
ماه شماری 88
  موضوعات قبلی آخرین 10 مطلب ارسال شده
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به Kolkapis میباشد © 2010