« من غمگینم ، همیشه غمگینم ، یاد گرفته ام به این غم عشق بورزم و دوستش داشته باشم و با آن زندگی کنم ، من به این غم احترام می گذارم و از اینکه همیشه آن را به همراه دارم از خودم خجالت نمی کشم ،من در همه حال غمگینم ، و از غمگین بودن خودم ، شرمگین نیستم . خوشحالم و غمگینم ، تو را می بوسم و غمگینم ، دستانت را می گیرم و غمگینم ، با دیگران حرف می زنم و غمگینم ، می خندم و بعد از آن بیشتر از وقتها و زمانهای دیگر، غمگینم ، این غم جزئی از وجود من است . حتی دیگران هم از غم من غمگین می شوند ، و من هرگز از این بابت خودم را سرزنش نمی کنم ، چون غم ،زندگی من است . »
از یادداشتهای یک انسان نه چندان معمولی
( ارسال توسط حسین جعفریان | تاریخ ارسال 23 بهمن 1388 ساعت 19:50:01 | ارسال نظرات | )